شاهراه بی پایان

.....

 
دنیای حقیقی (پست ثابت) .....
نویسنده : Mermaid - ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ آبان ۱۳٩۱
 

می دونی چرا نمی تونم بنویسم آخه هر وقت قلم رو دستم میگیرم بنظرم میاد همه چیز دروغه. چه جوری می تونم با دروغ بنویسم بخوام خوبیها رو بنویسم بخوام از چیزهایی بنویسم که واقعیت ندارن بخوام از عشق بنویسم که اصلا وجود نداره همه تظاهر می کنن ولی نیست وجود نداره، فقط تو قصه هاست خوبی رو فقط تو قصه ها می تونی پیدا کنی عشق رو می تونی تو افسانه ها دنبالش باشی، کسی رو سراغ ندارم که لیلی و مجنون باشه خسرو و شیرین باشه عاشقی مثل فرهاد و معشوقه ای همچون شیرین باشه نه نیستن نمی تونن باشن تو این دوره زمونه فقط دروغ و ریا وجود داره بی وفایی و جفا وجود داره اگه کسی تو رو بخواد بخاطر تو نیست که می خوادت بخاطر خودشه و این نهایت خودپسندی و غرور یه شخص می تونه باشه، کسی به روحت کاری نداره همه جسمت رو می خوان با وجود این مسائل چطور می تونم از زیبایی بنویسم. اون موقع سنی نداشتم که اینهارو بفهمم هر چی که احساس می کردم رو رو کاغذ میاوردم ولی الآن تا میام بنویسم اونقدر زشتی تو ذهنم میاد که زیبایی رو گم می کنم. وقتی از شعرها و آهنگ هات الهام می گرفتم برای نوشتن، دلیلش این بود که با احساسم یکی بود از این دنیای پر از دروغ و ریا دور می شدم ولی وقتی تصمیم گرفتم که شروع کنم به نوشتن وقتی به دنیای واقعی برگشتم هیچ چیز قشنگی پیدا نکردم. هر بار که خواستم بنویسم پیش خودم گفتم آخه این دنیا چی داره از کجاش بنویسم یا باید فقط تو رویا سیر کنم؟؟! بازم اتفاقات دنیای واقعی از اون حال و هوا خارجم میکرد.

می دونم با تمرین درست میشه، میشه دروغ های زیبایی نوشت منفی هارو کنار زدو از مثبت ها نوشت ولی راحت نیست نمی دونم شاید من خیلی سخت میگیرم. راستی مدتهاست که گذشته رو فراموش کردم. اون نامه ها فقط برام حکم دست نوشته های یه دختر بچه ارو دارن تا خاطره .......