تلنگر .....

ساعت 2:41 بامداد اولین روز از سال 92، با صدای زنگ گوشی بیدار شدم، شماره ناشناسی که چندی پیش هم پیامکی داده بود... ولی قبل از اینکه جواب بدم قطع کرد و چند دقیقه بعد...

دوباره پیامکی اومد...

- سلام خوبی؟ شناختمت، با اینکه ازت ناراحتم... اما خواستم عید رو تبریک بگم

- سلام ممنون، من هنوز هم به جا نیاوردم

- من ... ام

- کدوم ...؟

- ... "فامیلیش رو گفت"

مثل یه تلنگر بود، یک سال گذشته، درست شبی که یک دوستی تازه شروع شده بود، یه دوست مهربون و یک دوستی کوتاه. چقدر زود گذشت و گویی سال ها پیش اتفاق افتاده بود. فقط میدونم الان که به گذشته نگاه میکنم فقط خاطرات خوش رو به خاطر میارم و بدی ها ... خیلی کمرنگ تر از اونی هستن که به ذهنم راه پیدا کنن، شاید به این دلیل که اگه نبودن  این خوشبختی و شادی رو نداشتم، پس نمیتونم به بد بودنشون نگاه کنم چون زمینه ساز روزهای خوش حالم هستن...

"چه بی خوابمون کرد ییییییهو" .....

/ 4 نظر / 15 بازدید
نیمولی

همیشه خیلی زود دیر میشه ! [گل]

فرید آزمون

امیدوارم خیلی بهت خوش گذشته باشه توی تعطیلات

شکروی

Hello It was used You wish for the ending of Elevated God Be مرحبا انه كان يستخدم كنت ترغب في إنهاء الله مرتفعة أن تكون سلام بسیار مورد استفاده قرار گرفت برای شما از خداوند تبارک و تعالی عاقبت بخیری آرزومندم موفق باشید شکروی سرفراز باد ایران http://salamshokravi.persianblog.ir